دیدبان شمال:
در شرایطی که بسیاری از مذاکرات در جهان به بده بستانهای حداقلی و مصلحتاندیشیهای زودگذر تقلیل یافتهاند، اسلامآباد به آوردگاهی تبدیل شد که در آن دیپلماسی نه جدا از میدان، بلکه در امتداد آن معنا پیدا کرد و تلاقی «میدان»، «خیابان» و «دیپلماسی» در این گفتوگوها نشان داد ایران با منظومهای از قدرت ریشه گرفته از اراده مردم و تجربه ایستادگی وارد مذاکره شده است.
در این چارچوب، تیم مذاکره کننده ایرانی با ترکیبی منسجم، برخوردار از جسارت در تصمیمگیری و با طرحی روشن پای میز گفت و گو نشست که این حضور را میتوان امتداد همان ایستادگی دانست که پیشتر در میدان نبرد معادلهها را تغییر داده بود، مقاومتی که اجازه نداد طرف مقابل قواعد بازی را به صورت یکجانبه تعریف کند.
بررسی روند مذاکرات نشان میدهد یکی از عوامل اصلی به نتیجه نرسیدن گفتوگوها، زیادهخواهی طرف آمریکایی بوده است، رویکردی که پیشتر در میدان نیز به نتیجه نرسیده بود و این بار تلاش شد از مسیر مذاکره دنبال شود که به سد محکم و مقتدر تیم مذاکره کننده ایرانی برخورد.
این راهبرد نیز که همچون میدان نبرد با بنبست مواجه شد، بیانگر آن است که توازن جدید شکل گرفته، امکان تحمیل خواستههای یک سویه را از میان برده است و جمهوری اسلامی ایران در این مذاکرات بار دیگر تأکید کرد که در شرایط پیچیده کنونی از همه ابزارهای مشروع از جمله ظرفیتهای میدانی و دیپلماسی فعال برای صیانت از منافع ملی بهره میگیرد.
تأکید بر مؤلفههایی همچون امنیت پایدار، انتفاع اقتصادی، حمایت از مواضع گروههای مقاومت، جبران خسارت و تثبیت دستاوردها نشاندهنده نگاه راهبردی و آیندهنگر در این گفتوگوها بود.
در این میان، موضوع تنگه هرمز به عنوان یکی از اهرمهای مهم راهبردی و نمادی از اقتدار ایران جایگاه ویژهای در کانون توجه مذاکره کنندگان داشت و بسته ماندن این گذرگاه حیاتی در طول جنگ و مذاکرات پیام روشنی به طرفهای مقابل منتقل کرد.
فضای کلی مذاکرات حاکی از آن بود که تحولات میدانی به ویژه در نبردهای اخیر، موازنه را حتی در سطح دیپلماتیک نیز تغییر داده است و بر این اساس، ایران با موقعیتی متفاوت نسبت به گذشته و با دست پُر در مذاکرات حاضر شد، موضوعی که ناکامی طرف مقابل در دستیابی به اهداف خود را نیز به همراه داشت.
از سوی دیگر، این مذاکرات بیانگر تداوم و تقویت پیوندهای منطقهای ایران از جمله با لبنان و نیز ورود به مرحلهای جدید از همافزایی میان میدان و دیپلماسی بود، روندی که به افزایش قدرت چانهزنی ایران انجامیده است.
نکته دیگر این که تحولات زمانی و شرایط اقتصاد جهانی نیز در معادلهها اثرگذار بوده است و برخلاف برخی برآوردها، گذر زمان نه به زیان ایران، بلکه در مواردی به محدودتر شدن گزینههای طرف مقابل منجر شده و اهمیت دیپلماسی را برای آنان افزایش داده است.
در مجموع آنچه در اسلامآباد رخ داد، بازتابی از رویکردی بود که بر تلفیق توان میدانی و دیپلماتیک استوار است، رویکردی که ایران را در جایگاه بازیگر فعال و تأثیرگذار در عرصه بینالمللی تثبیت کرده است.
اکنون و در افق پیشرو نیز ایران با بهرهگیری از ظرفیتهای موجود، برای سناریوهای مختلف آمادگی دارد و این آمادگی در چارچوب صیانت از منافع ملی و حفظ دستاوردها تعریف میشود و ابزارها و انگیزههای لازم برای دفاع از منافع خود را در اختیار دارد و این آمادگی از درک واقع بینانه شرایط و ضرورت حفظ اقتدار ملی و دستاوردهای میدان برمیخیزد.
در پایان باید ایستاد و به احترام تیم مذاکره کننده کلاه از سر برداشت، آنان که با شجاعت، صلابت و تعهد از منافع ملت ایران و دستاوردهای مقاومت دفاع کردند و برگ دیگری بر دفتر عزت این سرزمین افزودند./ ایرنا

