آقای اسلامی؛ راه اتحاد مازندران از گردنه بی تدبیری-عبارت دیدبان شمال - آقای اسلامی؛ راه اتحاد مازندران از گردنه بی تدبیری دولت شما عبور نمی کند! / ریشه تفرقه افکنی را بخشکانید!
ساعت :
تدبیر حسین قلی خانی:

آقای اسلامی؛ راه اتحاد مازندران از گردنه بی تدبیری دولت شما عبور نمی کند! / ریشه تفرقه افکنی را بخشکانید!

تدبیر
    -     کد خبر: 1367
    -     تاريخ انتشار : ۱۳۹۶/۹/۲۶|۲۰:۳۷
سرویس :
یعنی ادارات و سازمان های ما تا این اندازه بی در و پیکر هستند که "حسین قلی خانی" اداره می شوند و هر کارمند مغرضی می تواند دهات و محله خود را به عنوان مرکز استان در کتاب رسمی آموزشی کشور درج کند؟

دیدبان شمال: با روی کارآمدن دولت دوم حسن روحانی گویا کشور به دوره خاصی از مدیریت پرت شده است که هر روز شاهد اقدامات عجیب و غریب در حوزه های مختلف اجتماعی، فرهنگی و سیاسی هستیم. متاسفانه بی تدبیری در همه ارکان دولت روحانی نفوذ کرده است. از اقتصاد تا سیاست و از فرهنگ تا ورزش شاهد تصمیم گیری ها و تحرکاتی هستیم که به شدت شبهه ناک و غیر معقول هستند. پس از انتخاب محمد اسلامی به عنوان استاندار مازندران،شاهد اظهار نظر وی در مورد شرایط سیاسی و اجتماعی مازندران بودیم. مخصوصا در مورد اختلافات فزاینده در میان مسئولان مازندرانی که هر روز بیش از پیش چهره استان را می خراشد. هرچند از اسلامی به عنوان فردی تازه وارد نمی توان انتظار معجزه داشت منتها این انتظار از وی وجود دارد تا نسبت به برخی از تحرکات تفرقه افکنانه چه در داخل استان و چه در خارج از استان حساس باشد و ریشه چنین تحرکاتی را بخشکاند. چندی پیش یکی از کاروانهای ورزشی ایران که به مسابقات برون مرزی اعزام شده بود با خطای فاحش مدیریتی باعث آبروریزی در محافل بین المللی و برانگیختن حساسیت در داخل کشور شد. چاپ نقشه ایران روی پیراهن ورزشکاران در حالی که استان خوزستان و دریای مازندران از آن حذف شده بودند سبب شد تا مسئولان مربوطه واکنش نشان دهند و با آوردن عذر بدتر از گناه اعلام کنند که این نقشه را از روی اینترنت کپی کردند و همان را برای چاپ روی پیراهن انتخاب کردند. ولنگاری و بی مسئولیتی مدیریتی تا این حد را نمی شود نادیده گرفت. چطور یک دستگاه عریض و طویل با آنهمه خدم و حشم و پول مفت بیت المال یک ساز و کار ساده نظارتی تعریف نکرده است؟ آیا واقعا چنین چیزی ممکن است؟ اگر دولت روحانی تا این مایه بی تدبیر و پریشان احوال شده باشد، اقدام اخیر مسئولان آموزش و پرورش هم قابل توجیه است. یعنی ما با دولتی روبرو هستیم که عملا اختیار امور از دستش خارج شده است و هر کسی در هر مسئولیتی می تواند تصمیم گیرنده خروجی های سازمان مربوطه باشد که در این صورت معلوم نیست عاقبت نظام با چنین مسئولان نابخردی به کجا ختم خواهد شد؟! در اقدامی مشابه، مسئله چاپ نقشه های ایران در کتاب جغرافیای پایه دهم و توزیع آن در بین دانش آموزان که این روزها بسیار بحث برانگیز شده است یکی دیگر از نمونه های پریشان احوالی دولت به اصطلاح تدبیر است. نوشتن اشتباه نام مرکز استان مازندران و حذف فرودگاه ساری از نقشه جغرافیا و آوردن نام فرودگاه کوچک متروکه ای که پنجاه سال است یک "اُردک" هم از آنجا پرواز نکرده است، احتمال عمدی بودن این اقدام را به شدت افزایش می دهد که قطعا نتیجه ای جز بی اعتمادی مردم به ساز و کارِ دم و دستگاه آموزش و پرورش ندارد. جدای از حساسیت این مسئله برای مردم مرکز استان مازندران آیا واقعا آموزش و پرورش نمی داند که دادن اطلاعات غلط به دانش آموزان به معنای تربیت غلط آنان خواهد بود؟ چرا و چگونه این نقشه غلط در کتاب رسمی آموزش و پرورش منتشر شد؟ آیا این اقدامی در راستای گمراه کردن دانش آموز ایرانی نیست؟ آیا از دید کلان چنین عملی در نهایت سبب اختلاف افکنی و مُخل امنیت ملی محسوب نمی شود؟ یعنی ادارات و سازمان های ما تا این اندازه بی در و پیکر هستند که "حسین قلی خانی" اداره می شوند و هر کارمند مغرضی می تواند دهات و محله خود را به عنوان مرکز استان در کتاب رسمی آموزشی کشور درج کند؟ و بدین ترتیب اطلاعات غلط و در نهایت دانش آموزان کم سواد و غلط آموزش داده شده ای را تحویل جامعه دهد؟  در بدبیاننه ترین حالت ممکن است محفلی برای تخریب دولت و ایجاد و تشدید اختلافات در حال فعالیت باشد که باید شناسایی و مجازات شود. اما آنگونه که از شواهد پیداست این "سوتی" ها بیشتر از ضعف مدیریت ناشی می شوند تا اقدام خصمانه مغرضان و بدخواهان دولت. در مورد اخیر احتمالا یکی از کارمندان رده میانی که تصمیم گیرنده برای انتخاب نقشه های کتاب بوده است و سالهاست که از مازندران هم دور شده و پایتخت نشین شده است ، هنوز نوستالژی روستای پدری را در ذهن دارد و فکر می کند که مازندران امروز همان مازندران دهه شصت است که او از آنجا کوچ کرده است و نمی داند که دیگر نه آن شهر مد نظرش که سعی دارد به عنوان مرکز استان جا بزند آن شهر پرهیاهوی دهه شصت با پشتوانه و رانت  سیاسی خاص! است و نه مرکز استان آن مرکز استان ضعیف آن دوران است. اگر این مسئول آموزش و پرورش سفری به مازندران بکند و از رویاهای خودش بیرون بیاید متوجه می شود که به قول رئیس جمهور پیشین "آن ممه را لولو برد!" و شهر آرمانی او امروز یکی از کم توسعه یافته ترین شهرهای مازندران است. اما جدای از ولنگاری مدیریتی در سازمانهای دولتی و استیلای تصمیمات شخصی بر واقعیت ها و مصالح کلان کشور، استاندار مازندران به همراه مدیر کل ارشاد و آموزش و پرورش مازندران، نسبت به پیگیری این عمل نابخردانه اقدام نمایند و در اسرع وقت گزارش آن را در اختیار افکار عمومی کشور قرار دهند. البته اگر آموزش درست دانش آموز ایرانی و همچنین برخورد با تفرقه افکنی دغدغه استاندار مازندران باشد؟!  

ارسال نظر

نام
پست الکترونیک
متن
captcha
ارسال